حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

50

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

اى مولانا هركس كه وجود او مسبوق به عدم باشد ، و چون موجود شد باز فانى و معدوم شود ، به حقيقت او عدم باشد ، زيرا كه وجود بين العدمين حكم عدم دارد و بر اين تقدير مجموع كائنات نه در مرتبه وجود مطلق‌اند و نه در مرتبهء عدم مطلق ، زيرا كه وجود مطلق حقّ مطلق است تعالى شأنه و احديّت ذات بىهمال او را سزد ، و هرچه غير وجود مطلق است عدم است همچنان‌كه لبيد شاعر گفته : الا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل « 36 » يعنى هر وجودى كه غير وجود واجب الوجود است آن عدم است و اين راست‌تر كلمه‌ايست كه عرب گفته است به شهادت رسول عليه و آله السّلام . و على هذا وجود كائنات به اثبات و ايجاد حق تعالى است و هركه وجود او از غير باشد ، عدم وصف او باشد فى حدّ ذاته ، پس مجموع كائنات ثابت است به اثبات حق تعالى ، معدم و محو است به احديّت ذات او ، و لهذا صوفيان باصفا خلق را نه

--> ( 36 ) . اين مصرع از لبيد بن عامر شاعر صحابى است كه دوره جاهليّت را درك كرده و صد و چهل سال عمر كرده بود . يعنى هر چيزى غير از خدا باطل و تباه است . و حضرت رسالت ( ص ) اين شعر لبيد را با عبارت « اصدق قول قالت العرب قول لبيد » تحسين و ستايش فرموده ، و هم از شعرهاى اوست كه گفته : و لقد سأمت من الحياة و طولها * و سؤال هذا النّاس : كيف لبيد ؟ يعنى من از زندگى و درازى آن دلتنگ شدم و هم از پرسش و سؤال مردم كه لبيد چگونه است .